تبليغاتX
..........."حاج خدر"............. - كوير بي تدبيري زعماي قوم را سقايي ديگر بايد
حاج خدر روستایی است در دل کوههای زاگرس

اين روزها لرهاي ايران در سوگ هنرمند خاطره ساز خود نشسته اند؛ سوگ اين هنرمند اما يادآور واقعيت تلخ ديگري است: فرهنگ و هنر قوميت هاي ايران ديرزماني است در پستوي خانه نهان شده اند.

ملت ايران از قوميت هاي مختلف آذري، لر، كرد، بلوچ و قوميت هاي ديگر تشكيل شده است و همينها بوده اند كه در طول تاريخ هر يك در گوشه اي از پهناي جغرافيايي ايران ضمن انتقال سينه به سينه خرده فرهنگها و آداب و رسوم خود، پاسدار مرزهاي ايران و هويت جمعي ايران زمين بوده اند. قوميت هاي ايران در دوران قديم وحكومت هاي محلي همچون اعضاي يك خانواده بزرگ در هنگامه شادي و غم در كنار هم بوده و همه با هم بار سختي ها را به دوش كشيده و در هنگامه خوشي سرود و نغمه سر داده اند. سنت هايي مانند نوروز يادآور همدلي ملي قوميت هاي مختلف ايران در طول تاريخ است.

در دوره معاصر اما هر چه روند تمركز قدرت پيشتر رفت و دولت مركزي بيشتر قدرت گرفت هر چند در تئوري و بر روي كاغذ – متن قانوني اساسي – فرهنگ هاي محلي محترم شمرده شدند اما گويا اراده اي پنهان در كار بوده تا فرهنگ هاي محلي مردمان ايران هر چه بيشتر تضعيف و همه مردم يك شكل و يك زبان شوند. شايد برخي از صاحبان قدرت بر اين تصور بوده اند كه ميدان عمل دادن به فرهنگ و هنرهاي قومي و محلي ، و ترويج و اشاعه آنها عرصه را بر قدرت تنگ مي كند و وحدت ايران را به خطر مي اندازد در حالي كه تاريخ عكس اين را نشان مي دهد. اگر امروز برخي گرايش هاي انحرافي در برخي استان هاي مرزي ساز جدايي از ايران سر مي دهند دليل اصلي آن وجود تبعيض ها عليه قوميت ها و بي اعتنايي دولت مركزي به فرهنگ ها و آداب و رسوم قومي و محلي است كه دست هاي بدخواهان خارج از مرزها نيز در اين ميان آتش بيار معركه مي شوند وگرنه چطور است كه اقوام ايران در طول تاريخ و دوران ملوك طوايفي و آن هنگام كه از يوغ حكومت خلفاي بغداد خارج شدند در سر هوايي جدايي از ايران نداشتند.

مردمان ايران به گواه تاريخ از باذوق ترين و فرهنگ دوست ترين مردمان جهانند كه خوي تسامح آنان همواره اقوام مهاجم از عرب تا مغول را به كرنش و تعظيم واداشته است. ملت ايران وقتي با مهاجمان و دشمنان خود اينگونه برخورد مي كند تكليفش با هموطنان خود از قوميت هاي ديگر روشن است. اين روزها كه مردم به مدد رسانه هاي نوين با فرهنگ و آداب و سنن ملت هاي ديگر و نمادهاي آن - شعر و موسيقي -  آشنا مي شوند، در درون خانه ، اقوام ايراني از سوء تدبير برخي زعماي قوم و سياست گذاران رسانه هاي ملي با يكديگر بيگانه و غريبه شده اند. اين روزها جوانان ايراني با شعر و ترانه هاي عربي و غربي ، و هنرمندانشان از "نانسي" لبناني گرفته تا "شيرين" مصري و "شكيرا"ي كلمبيايي بيش از هنرمندان لرستان و گيلان و كرمانشاه و ديگر مناطق ايران آشنايند؛ سهل است بكلي با فرهنگهاي قومي ايران غريبه اند. دليل اين غريبگي سياست هاي نادرست فرهنگي است كه جوانان را از هنر و موسيقي كشور خود بيگانه ساخته و به استقبال فرهنگ و هنر كشورهاي ديگر برده است.

اين روزها كه مردم لرستان در سوگ هنرمند خاطره ساز خود – شادروان رضا سقايي – نشسته اند، رسانه ملي ايران رنگ و بويي از اين ضايعه ندارد. صداوسيماي ايران كه به مناسبت هاي ريز و درشت ويژه برنامه هاي مختلفي توليد و پخش مي كند، در روزهاي سوگ هنرمند لرستاني مردم را با سريالي سرگرم مي كند كه در آن لهجه مردمان بخشي از لرستان بر سبيل طنز به كار مي رود!

در اين ميان كسي نمي پرسد آيا تهيه و پخش ويژه برنامه اي درباره موسيقي اصيل لرستان و هنرمندان اين ديار به اندازه آشنايي با فرهنگ كره اهميت و جذابيت ندارد كه سريالهاي رنگارنگ كره اي با سخاوت دوبله و پخش مي شود اما به فرهنگ هاي قومي ايران اينگونه بي توجهي مي شود؟

رضا سقايي رفت اما كوير بي تدبيري زعماي قوم را سقايي ديگر بايد ، تا فرهنگ اقوام ايراني از پستوي خانه به در آمده و بر بام خانه همچون پرچم افتخار به اهتزار در آيد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 تیر1389ساعت 12:44 بعد از ظهر  توسط حاج خدری  |